Lucia Caminos لوسیا کامینوس
Lucia Caminos لوسیا کامینوس
Lucia Caminos
Lucia’s father taught her to fight as soon as she could walk.
Life has been coming at her swinging ever since. Fighting for her family landed her in the Leonida Penitentiary. Sheer luck got her out. Lucia’s learned her lesson — only smart moves from here.
لوسیا کامینوس
پدر لوسیا به محض اینکه توانست راه برود، به او جنگیدن را آموخت.
از آن زمان، زندگی به سمت او هجوم آورده است. جنگیدن برای خانوادهاش او را به زندان لئونیدا کشاند. شانس محض او را نجات داد. لوسیا درسش را آموخته است – فقط حرکات هوشمندانه از اینجا به بعد.
More than anything, Lucia wants the good life her mom has dreamed of since their days in Liberty City — but instead of half-baked fantasies, Lucia is prepared to take matters into her own hands.
لوسیا بیش از هر چیز، زندگی خوبی را که مادرش از دوران اقامتشان در لیبرتی سیتی آرزویش را داشته، میخواهد – اما لوسیا به جای خیالپردازیهای نیمهتمام، آماده است تا امور را به دست خودش بگیرد.
The only thing that matters is who you know and what you got.
Fresh out of prison and ready to change the odds in her favor, Lucia’s committed to her plan — no matter what it takes.
تنها چیزی که مهم است این است که چه کسی را میشناسی و چه چیزی به دست آوردهای.
لوسیا که تازه از زندان آزاد شده و آماده است تا شرایط را به نفع خود تغییر دهد، به نقشهاش متعهد است – مهم نیست چقدر طول بکشد.
زندگی با جیسون میتواند راه نجات او باشد.